شمارهٔ ۴۸نشاط اصفهانیرباعیاتای عشق آخر سخن گذارت کردمآسوده و عاجز و نزارت کردمچهل سال شنیده ام ز تو لاف و گزافآخر دردست عقل خوارت کردم