بخش ۴ - سبب نظم کتاب
نظامی گنجویروزی به مبارکی و شادی
بودم به نشاط کیقباد ی
ابروی هلالی ام گشاده
دیوان نظامی ام نهاده
آیینه بخت پیش رویم
اقبال به شانه کرده مویم
صبح از گل سرخ دسته بسته
روزم به نفس شده خجسته
پروانه دل چراغ بر دست
من بلبل باغ و باغ سرمست
بر اوج سخن علم کشیده
در درج هنر قلم کشیده
منقار قلم به لعل سفتن
دراج زبان به نکته گفتن
در خاطرم اینکه وقت کار است
که اقبال رفیق و بخت یار است
تا کی نفس تهی گزینم
