بخش ۱۸ - برگرفتن بهرام تاج را از میان دو شیر
نظامی گنجویبامدادان که صبح زرین تاج
کرسی از زر نهاد و تخت از عاج
کار دار ان و کار فرمایان
هم قوی دست و هم قوی رایان
از عرب تا عجم سوار شدند
سوی شیران کارزار شدند
شیردار ان دو شیر مردم خوار
یله کردند بر نشانه کار
شیر با شیر درهم افکندند
گور بهرام گور می کندند
شیر دار ی از آن میانه دلیر
تاج بنهاد در میان دو شیر
تاج زر در میان شیر سیاه
چون به کام دو اژدها یک ماه
مه به آواز تشت رسته ز میغ
نه به تشت تهی به تشت و به تیغ
می زدند آن دو شیر کینه سگال
بر زمین چون دو اژدها دنبال
یعنی این تاج زر ز ما که برد
غارت از شیر و اژدها که برد
آگهی شان نه ز آهنین جگر ی
شیرگیر ی و اژدها شکری
