بخش ۲۲ - مقالت دوم در عدل و نگهداری انصاف
نظامی گنجویای ملک جانوران رای تو
وی گهر تاجوران پای تو
گر ملکی خانه شاهی طلب
ور گهری تاج الهی طلب
زانسوی عالم که دگر راه نیست
جز من و تو هیچ کس آگاه نیست
زان ازلی نور که پرورده اند
در تو زیادت نظری کرده اند
نقد غریبی و جهان شهر توست
نقد جهان یک به یک از بهر توست
ملک بدین کار کیایی تراست
سینه کن این سینه گشایی تراست
دور تو از دایره بیرون تر است
از دو جهان قدر تو افزون تر است
آینه دار از پی آن شد سحر
تا تو رخ خویش ببینی مگر
