غزل شمارهٔ ۵
عرفی شیرازیمی کش و مست عشوه کن نرگس می پرست را
میکده ی کرشمه کن گوشه ی چشم مست را
آمده فوج تازه ای جمله شهادت آرزو
خیز و شراب و دشنه ده غمزه ی تیز مست را
خیز و سماع شوق کن چند به حکم عافیت
در شکنی به گوش دل زمزمه ی الست را
زلف شکن فروش را بر دل من متاع کش
یاد زمانه ده ز نو قاعده ی شکست را
گرم زیارت حرم گشت ز بیخودی ولی
یا صنم است بر زبان عرفی بت پرست را
