غزل شمارهٔ ۶۳
عرفی شیرازیآتشین لاله دل صد ورق است
هر ورق مایده صد طبق است
عشق می گویم و می گریم زار
طفل نادانم و اول سبق است
حرف مقصود نمی ریزد از او
خامه طالع من تنگ شق است
گل غم زآتش من می جوشد
شیشه دل ز غمش پر عرق است
از کتابی که منش در خواندم
لوح محفوظ نخستین ورق است
عرفی ار عیب تو گفتیم مرنج
هرچه در حق تو گویند حق است
