شمارهٔ ۴ - در حمد حق سبحانه و تعالی
عرفی شیرازیای تو بامرزش و آلوده ما
وی تو بغمخواری و آسوده ما
رحمت تو کعبه طاعت نواز
عدل تو مشاطه عصیان طراز
لطف تو دلال متاع گناه
حلم تو بنشانده غضب را پناه
منفعلیم از عمل ناسزا
گر همه نیکست بپوشان ز ما
راستی ما ز ریا شرمسار
بندگی از نسبت ما شرمسار
تا ابد از معصیت آزرم ده
حوصله ضامن این شرم ده
من که و سنجیدن بازوی عدل
به که نباشم بترازوی عدل
ور کرمت میزندم در دهان
تا بگشایم لب خواهش فشان
چشم و دلم گرسنه چشمان تو
سیر نگردند ز احسان تو
آنچه بآن می سزم آنم بده
برتر از آن نیز عنانم بده
صاف امیدم بلب بیم ریز
گرد مرا در ره تسلیم ریز
