شمارهٔ ۲۷۱
رفیق اصفهانیبا این همه بی وفایی تو
سخت است به من جدایی تو
بیگانه نوازی توام کرد
بیگانه ز آشنایی تو
خوشتر ز هوای پادشاهی است
ما را هوس گدایی تو
از زمره ی دلبران یکی نیست
امروز به دلربایی تو
ای جنس وفا که بر سرت خاک
خواریم ز ناروایی تو
خو کن بقفس که نیست ممکن
ای طایر دل رهایی تو
ای ناله نمی رسی به گوشش
فریاد ز نارسایی تو
در دور من ای می کهن کو
خاصیت غم زدایی تو
آمد گل و شد رفیق بر باد
زهد من و پارسایی تو
