شمارهٔ ۱۸۶
دوران ملک ظالم و فرمان قاطعش چندان روان بود که برآید روان او هرگز کسی که خانه مردم خراب کرد آباد بعد از آن نبود خاندان او
۲۲۸ شعر از سعدی شیرازی
دوران ملک ظالم و فرمان قاطعش چندان روان بود که برآید روان او هرگز کسی که خانه مردم خراب کرد آباد بعد از آن نبود خاندان او
نه نیکان را بد افتادست هرگز نه بدکردار را فرجام نیکو بدان رفتند و نیکان هم نماندند چه ماند نام زشت و نام نیکو
زمان ضایع مکن در علم صورت مگر چندان که در معنی بری راه چو معنی یافتی صورت رها کن که این تخمست و آنها سر به سر کاه اگر بقراط جولاهی نداند نیفزاید برو بر قدر جولاه
جامع هفت چیز در یک روز عجبست ار نمیرد آن دابه سیر بریان و جوز و ماهی و ماست تخم مرغ و جماع و گرمابه
امید خلق برآور چنانکه بتوانی به حکم آنکه تو را هم امید مغفرتست که گر ز پای درآیی بدانی این معنی که دستگیری درماندگان چه مصلحتست