رباعی شمارهٔ ۱۱۴
سعدی شیرازیبگذشت بر آب چشم همچون جویم
پنداشت کزو مرحمتی می جویم
من قصه خویشتن بدو چون گویم
ترکست و به چوگان بزند چون گویم
بگذشت بر آب چشم همچون جویم
پنداشت کزو مرحمتی می جویم
من قصه خویشتن بدو چون گویم
ترکست و به چوگان بزند چون گویم