بخش ۵ - مدح محمد بن سعد بن ابوبکر
سعدی شیرازیاتابک محمد شه نیکبخت
خداوند تاج و خداوند تخت
جوان جوان بخت روشن ضمیر
به دولت جوان و به تدبیر پیر
به دانش بزرگ و به همت بلند
به بازو دلیر و به دل هوشمند
زهی دولت مادر روزگار
که رودی چنین پرورد در کنار
به دست کرم آب دریا ببرد
به رفعت محل ثریا ببرد
زهی چشم دولت به روی تو باز
سر شهریاران گردن فراز
صدف را که بینی ز دردانه پر
نه آن قدر دارد که یکدانه در
تو آن در مکنون یکدانه ای
که پیرایه سلطنت خانه ای
نگه دار یارب به چشم خودش
بپرهیز از آسیب چشم بدش
