قطعه شمارهٔ ۱۶ - از او بپرس!
سعدی شیرازیکسی ملامتم از عشق روی او می کرد
که خیره چند شتابی به خون خود خوردن
ازو بپرس که دارد اسیر بر فتراک
ز من مپرس که دارم کمند در گردن
کسی ملامتم از عشق روی او می کرد
که خیره چند شتابی به خون خود خوردن
ازو بپرس که دارد اسیر بر فتراک
ز من مپرس که دارم کمند در گردن