حکایت شمارهٔ ۴
سعدی شیرازیعالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده لعنهم الله علیٰ حدة و به حجت با او بس نیامد سپر بینداخت و برگشت کسی گفتش تو را با چندین فضل و ادب که داری با بی دینی حجت نماند گفت علم من قرآن است و حدیث و گفتار مشایخ و او بدین ها معتقد نیست و نمی شنود مرا شنیدن کفر او به چه کار می آید
آن کس که به قرآن و خبر زو نرهی
آن است جوابش که جوابش ندهی
