حکایت شمارهٔ ۱۴
سعدی شیرازیناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند صاحبدلی بر او بگذشت گفت تو را مشاهره چند است گفت هیچ گفت پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی گفت از بهر خدا می خوانم گفت از بهر خدا مخوان
گر تو قرآن بر این نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی
ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند صاحبدلی بر او بگذشت گفت تو را مشاهره چند است گفت هیچ گفت پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی گفت از بهر خدا می خوانم گفت از بهر خدا مخوان
گر تو قرآن بر این نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی