حکایت شمارهٔ ۸
سعدی شیرازیاعرابیی را دیدم که پسر را همی گفت یا بنی انک مسیول یوم القیامة ماذا اکتسبت و لا یقال بمن انتسبت یعنی تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست
جامه کعبه را که می بوسند
او نه از کرم پیله نامی شد
با عزیزی نشست روزی چند
لاجرم همچنو گرامی شد
