شمارهٔ ۳ - مجلس سوم
سعدی شیرازیقال رسول الله صلی الله علیه وسلم من اصبح و همومه هم واحد کفاه الله تعالی هموم الدنیا و الاخرة و من تشعبت به همومه لم یبال الله فی ای واد هلک
مهتر عالم و سید بنی آدم صلی الله علیه و سلم چنین می فرماید که هر کس که بامداد سر از جامه خواب بردارد و غم دین بود که در دل او بود و اندوه اسلام بود که در سینه او بود و عشق حق تعالی بود که در جان او باشد حق جل و علا به حکم کرم و فضل عنایت ازلی را بفرستد تا کفایت ابدی او کند و هر که را سودایی دیگر در دل بود یا اندوهی دیگر در سینه او جای گرفته باشد لشکر قهر را بفرستد تا بر نهاد او شبیخون کند و به تیغ سطوات عزت خود سر سرکش او را بردارد و کس را نرسد که گوید که آن چراست و این چون است
بر درگه عزتت همه خلق زبون
کس را نرسد که این چرا و آن چون
ای مردی که هر نااهلی را در درون خود عشق اندوخته ای این پراکندگی تا کی ای مردی که دل خود را به هزار بازار عشق دیگران بفروخته ای این آشفتگی تا چند
دل به بازار من آورده و بفروخته ای
دل بفروخته مفروش به بازار دگر
