شمارهٔ ۲۰ - در مدح مولی الکونین اباالحسنین علی علیهالسلام
صغیر اصفهانیهر وجودی شور عشق مرتضی در سر ندارد
بهتر آن باشد که از خواب عدم سر برندارد
زیب لوح آفرینش نقش نام اوست آری
کلک نقاش ازل نقشی از این بهتر ندارد
کرد تیغ او مسخر عالم کون و مکان را
تیغ عالم گیر خورشید این چنین جوهر ندارد
ز ابتدا تا انتهای دور خلقت چرخ گردون
غیر درگاه امیرالمؤمنین ع محور ندارد
بر وجود او بر افشان دامن بی اعتنایی
هر که در دست ارادت دامن حیدر ندارد
هر کمال و هر فضیلت میشود از خلق صادر
چون علی التحقیق بینی جز علی مصدر ندارد
با غلامان علی هرکس شود محشور بی شک
هیچ پروا در دل از هنگامه محشر ندارد
غیر ختم انبیا احمد که هست او را برادر
راه بر درک مقامش هیچ پیغمبر ندارد
گفت احمد بی وصیت رفتن است از جاهلیت
ای عجب خود بی وصیت رفت کس باور ندارد
مرتضی باشد وصی مصطفی و غیر او کس
