شمارهٔ ۱۹۳
صغیر اصفهانیکسیکه بهر خدا ترک خودستایی کرد
تواند آنکه بملک خدا خدایی کرد
غلام صافی آیینه ام که رد ننمود
بهر لباس برش هر که خودنمایی کرد
میان خلق جهان همچو شانه باید بود
که خویش را همه وقف گره گشایی کرد
اگر نشان طلبی دوستان مخلص را
ببین که یاد تو در روز بی نوایی کرد
موافق اند بهم نوع خویش حیوانات
ندانم از چه بشر از بشر جدایی کرد
بس است آنهمه بیگانگی دو روزی هم
برای تجربه می باید آشنایی کرد
چو شعر را به شعیری نمی خرند صغیر
عجب که باز توانی سخن سرایی کرد
