شمارهٔ ۶ - در مدح دلشاد خاتون
سلمان ساوجیای عید رخت کعبه دل اهل صفا را
هر لحظه صفایی دگر از روی تو ما را
تو کعبه حسنی و سر زلف تو حرم روح قدس را
در موقف کون تو مفام اهل صفا را
لبیک زنان بر عرفات سر کویت
صد قافله جان منتظر آواز درآرا
در آرزوی زمزم آتش وش لعلت
جان هر نفسی بر لب خشک آمده ما را
امید طواف حرم وصل تو افکند
در وادی غم طایفه بی سر و پارا
رو در خم محراب دو ابروی تو کردم
گفتم مگر آنجا اثری هست دعا را
در سایه محراب نظر کرد دلم دید
ترکان خطایی نسب حور لقا را
فریاد برآورد که ای قوم که ره داد
