شمارهٔ ۱۳ - درمصیبت كربلا
سلمان ساوجیخاک خون آغشته لب تشنگان کربلاست
آخر ای چشم بلابین جوی خون بارت کجاست
جز به چشم و چهره مسپر خاک این ره کان همه
نرگس چشم و گل رخسار آل مصطفاست
ای دل بی صبر من آرام گیر اینجا دمی
کاندر اینجا منزل آرام جان مرتضاست
این سواد خوابگاه قره العین علی است
وین حریم بارگاه کعبه عز و علاست
روضه پاک حسین است این که مشک زلف حور
خویشتن را بسته بر جاروب این جنت سراست
شمع عالم تاب عیسی را درین دیر کهن
هر صباح از پرتو قندیل زرینش ضیاست
زاب چشم زایران روضه اش طوبی لهم
شاخ طوبی را به جنت قوت نشو و نماست
مهبط انوار عزت مظهر اسرار لطف
