شمارهٔ ۸۶ - در مدح دلشاد شاه
سلمان ساوجییاد صبح است این گذر بر کوی جانان یافته
یادم عیسی است جسم خاک از و جان یافته
یا بشیر صحت ذات عزیز یوسف است
رهگذر بر کلبه احزان کنعان یافته
این خلیل اذر است ازر برو ریحان شده
یا خضر در عین ظلمات اب حیوان یافته
گوهر ذات وجود در درج فطرت است
چون کلیم الله خلاص از موج بحران یافته
درة التاج سلاطین شاه دلشاد ان
که هستگرد نان را طاقتش با طوق فرمان یافته
ای به تمکین از ازل ثانی بلقیس امده
وای ز یزدان تا ابد ملک سلیمان یافته
شکر یزدان را که ذات بی نظیرت در جهان
هر چه جسته جز نظیر از فر یزدان یافته
از نظیرت سالها جاسوس فکرت یک جهان
جسته و صد ساله ره زان سوی امکان یافته
اسمان از خود نمایی پیش رای روشنت
افتاب عالم ارا را پشیمان یافته
عقل کامل رای خود را نزد رای کاملت
