شمارهٔ ۱ - در نعت حضرت رسول (ص)
سلمان ساوجیای ذروه لامکان مکانت
معراج ملایک آستانت
سلطانی و عرش تکیه گاهت
خورشیدی و ابر سایه بانت
طاقی است فلک ز بارگاهت
مرغی است ملک ز آشیانت
کوثر عرقی است از جبینت
طوبی ورقی ز بوستانت
فرزند نخست فطرتی تو
طفلی است طفیل آسمانت
هر چند که پرورید تقدیر
در آخر دامن الزمانت
آن قرطه مه که چارده شب
خور دوخت شکافته بنانت
تو خانه شرع را چراغی
عالم همه روشن از زبانت
تو گنج دو عالمی از آن رو
تو بحری و هر دو کون خاشاک
قطب شش و هفت و سیصد اخیار
کردی نه و هفت و چار را ترک
تا حشر کسی که مثل او نیست
با آنکه تو راست سد ره منزل
عالم همه حق توست و هر چیز
ماهی است رخت که نیستش نقص
ای هفت فلک به رسم در خواست
قرص مه و خورشید شده برایت
سیبی است دو نیم کرده پندار
داری دو گهر که گوش عرش است
این گل عرقی است از تو مانده
ای گل چه شود که از تو یابد
درمانده شدیم و هیچ کس نیست
شمارهٔ ۱ - در نعت حضرت رسول (ص) - سلمان ساوجی | ناهید