بخش ۸۵ - هنرنمائی جمشید و شادیشاه در حضور خورشید و افسر
سلمان ساوجیچو خورشید فلک برداشت از چین
می یاقوتی اندر جام زرین
ملک در گفت و گوی عزم میدان
سر زلف سیه را ساخت چوگان
سر بدخواه در چوگان فکنده
ز غبغب گوی در میدان فکنده
به نزد قیصر آمد شاد و خرم
زمین بوسید کای سالار عالم
شنیده ستم که شادی شهسوار است
به میدان نیز مرد کارزار است
چو در میدان سواری می نماید
ز مردان گوی مردی می رباید
چو در مجلس نشد دیروز پیروز
به میدان کرد باید میل امروز
به میدان ارادت اسب تازیم
به چوگان سعادت گوی بازیم
