قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در اندرز طاهربن علی ثقة الملک
سنایی غزنویبیخ اقبال که چون شاخ زد از باغ هنر
گرچه پژمرده شود باز قبول آرد بر
دولت با هنران را فلک مرد افگن
زند آسیب ولیکن نکند زیر و زبر
گوشمالی دهد ایام ولیکن نه به خشم
تا هنر با خرد آمیخته گردد ز عبر
کی ز دوران فلک طعمه تقدیر شود
هر کرا بهر هنر بخت بپرورد به بر
ز بر عرش زند خیمه اقبال و محل
هر کرا بدرقه بخت آمد و همخوابه ظفر
از قفا خوردن ایام چه ننگ آید و عار
که هم اسباب بزرگیست هم آیات خطر
مرد در ظلمت ایام گهر یابد و کام
که به ظلمت گهر اسپرد همی اسکندر
کار چون راست بود مرد کجا گیرد نام
از چنین حادثه ها مردان گردند سمر
مرد آسیب فلک یابد کاندر دو صفت
