قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - در حکمت و موعظت
سنایی غزنویای منزه ذات تو اما یقول الظالمون
گفت علمت جمله را ما لم تکونوا تعلمون
چون منزه باشد از هر عیب ذات پاک تو
جای استغفارشان باشد و هم یستغفرون
امر امر تست یارب با پیمبر در نبی
گفته ای ان ابرموا امر افانامبرمون
گوش حس باطنم کر باد اگر نشنوده ام
با ندایت ارجعی کل الینا یرجعون
در ازلمان گفته ای لا تقنطوا من رحمتی
دیگران را گفته ای منهم اذا هم یقنطون
هست در توفیق تو طاعت رفیق بندگان
ای به شارع گفته فی الخیرات بل لایشعرون
در جزاء و در سزای کس تو مستعجل نه ای
گفته ای هذالذی کنتم به تستعجلون
گر بهشت و دوزخ اندر کسب کس مضمر بود
