بخش ۲۵ - اَعْدا عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتی بَیْنَ جَنْبَیْکَ
سنایی غزنویگر کنی قهر ازو نفیس شوی
ورمرادش دهی خسیس شوی
وه چه ساده دلی و چه نادان
که ندانی تو عصمت از عصیان
از صفات حمیده بگریزی
در صفات ذمیمه آویزی
جهد آن کنی جمله نور شوی
وزصفات ذمیمه دور شوی
در تو هم دیوی است و هم ملکی
هم زمینی به قدر و هم فلکی
ترک دیوی کنی ملک باشی
از شرف برتر از فلک باشی
تا از این همنشین جدا نشوی
دان که شایسته خدا نشوی
تواز این همنشین چوگردی دور
ملک باقی تراست و دارسرور
تو ازین جایگه فرج یابی
چون بدانجا رسی درج یابی
گر به اینجایت پای بست کند
باسگ و خوک هم نشست کند
تاکه دیوت بود به راه دلیل
نکند با تو همرهی جبریل
