بخش ۵ - فصل اندر صفا و اخلاص
سنایی غزنویپس چو مطلوب نبود اندر جای
سوی او کی بود سفرت از پای
سوی حق شاهراه نفس و نفس
آینه دل زدودن آمد و بس
آینه دل ز زنگ کفر و نفاق
نشود روشن از خلاف و شقاق
صیقل آینه یقین شماست
چیست محض صفاء دین شماست
پیش آن کش به دل شکی نبود
صورت و آینه یکی نبود
گرچه در آینه به شکل بوی
آنکه در آینه بود نه توی
دگری تو چو آینه دگرست
آینه از صورت تو بی خبرست
آینه صورت از صفت دور است
کان پذیرای صورت از نور است
نور خود زآفتاب نبریده ست
عیب در آینه است و در دیده ست
هرکه اندر حجاب جاویدست
مثل او چو بوم و خورشیدست
گر ز خورشید بوم بی نیروست
از پی ضعف خود نه از پی اوست
