بخش ۲۵ - اندر ترک دنیا و ریاضت نفس گوید
سنایی غزنویای بلندان به عقل و جان شریف
مکنید آن بلندی را تصحیف
در کفایت بلند رای شدید
آن بلندی چرا پلید کنید
خویشتن را ندیده اید همه
آدم نورسیده اید همه
همه را در ولایت یزدان
راستی قالبست و معنی جان
زین زمین جز کسان آدم را
نردبان نیست بام عالم را
مایه کفر و پایه دین است
نردبان پایه خرد این است
این هم از فعل تست کاندر تاب
از سر آب رفته ای به سراب
سر آبت سراب شد چکنی
عقل و دینت خراب شد چکنی
میوه این و آن مچین پیوست
چون درختان میوه دارت هست
نور خواهی به دست موسی وار
دست در گرد جیب خویش برآر
راه مدین نرفته پیش شعیب
چند گردی به گرد پرده غیب
