بخش ۴۹ - اندر دور قمر و گردش روزگار
سنایی غزنویدور ماهست و خلق را از ماه
عمر ماهست چون رهش کوتاه
هرکرا ماه پرورد به کنار
شیر خواره اش دوتا کند چو خیار
با رونده روندگان پایند
بام خرگه به گل نیندایند
خانه جانت را به سال و به ماه
پاره پاره کنند چون خرگاه
چنبر چرخ و اختر شر و شور
این چو حراقه دان و آن چو بلور
می کشندت به خود به دام و به دم
پاسبانان گنبد اعظم
لیک اگر یورتگه ز عز سازند
هم ازو خرگهیت پردازند
بر تو عمر تو القیامة خواند
زانکه واللیل والضحاش نماند
