بخش ۸ - فی مثالب المنحولین
سنایی غزنویوانکه هستند در سخن منحول
گاه تکرار در مقوله فضول
از عروض و علل زنند نفس
سالم و منزحف ز پیش و ز پس
در افاعیل و در مفاع و فعول
گفته دایم به جای فضل فضول
کرده انجام بیت زا آغاز
هزج از منسرح نداند باز
یک قصیده دویست جا خوانده
پیش هر سفله ریش را لانده
شده قانع به یک دو دسته تره
فرق ناکرده ناسره ز سره
یک دو فصل رکیک کرده ز بر
کرده از کدیه شهر زیر و زبر
بر خباز و کلبه هراس
پیش قصاب و مطبخ رواس
بر اسکاف و درزی و خفاف
زده در شاعری هزاران لاف
همگان مدح ناسزا گفته
خزف و در به یک نمک سفته
در و خرمهره جمع کرده به هم
بی خبر در سخن ز بیش و ز کم
