رباعی شمارهٔ ۳۵۹
گر تو به صلاح خویش کم نازی به با حالت نقد وقت در سازی به در صومعه سر ز زهد نفرازی به بتخانه اگر ز بت بپردازی به
۴۲۱ شعر از سنایی غزنوی
گر تو به صلاح خویش کم نازی به با حالت نقد وقت در سازی به در صومعه سر ز زهد نفرازی به بتخانه اگر ز بت بپردازی به
بیرون جهان همه درون دل ماست این هر دو سرا یگان یگان منزل ماست زحمت همه در نهاد آب و گل ماست پیش از دل و گل چه بود آن منزل ماست
جز یاد تو دل بهر چه بستم توبه بی ذکر تو هر جای نشستم توبه در حضرت تو توبه شکستم صدبار زین توبه که صد بار شکستم توبه
با من دو هزار عشوه بفروخته ای تا این دل من بدین صفت سوخته ای تو جامه دلبری کنون دوخته ای این چندین عشوه از که آموخته ای
در جامه و فوطه سخت خرم شده ای کاشوب جهان و شور عالم شده ای در خواب ندانم که چه دیدستی دوش کامروز چو نقش فوطه در هم شده ای