شمارهٔ ۱ - در مطایبه و مدح علاء الدین
یا ایهااللوند مرا پای خواست بند تدبیر من بساز بیک تیز باد گند معشوق من تویی علف بوق من تویی من بوق میزنم تو دهل دند دند دند افسوکی بدار و دو سه تیزکی بلحن اندر بروت گنده من بندو خو
۳ شعر از سوزنی سمرقندی
یا ایهااللوند مرا پای خواست بند تدبیر من بساز بیک تیز باد گند معشوق من تویی علف بوق من تویی من بوق میزنم تو دهل دند دند دند افسوکی بدار و دو سه تیزکی بلحن اندر بروت گنده من بندو خو
نرخ جماع ار شبی رسید بدینار کار فروشنده راست وای خریدار خوش بهل ای جان و کاهلی مکن ای دوست پشت به دیوار بامشان مکن ای یار به ز تو بسیار هشته است و هلد نیز تو نه تو آری همی خیار ببا
ای سرخ بادسار چو سر کفته بادرنگ با سرخی طبرخون با سختی زرنگ صوفی شدی و صوف سیه شد لباس تو چون صوفیان کلوته به سر بر عقیق رنگ از زیر پنج پرده به شاهد نظر کنی چون صوفیان به رقص درآیی