شمارهٔ ۶۶ - در مدح صدر الوزراء
سوزنی سمرقندیسرو سیمین طرف ماه منیر
تیره کرد از خط شبرنگ چو قیر
هست شبرنگ خط تیره او
رخ رخشنده او ماه منیر
بنفیر آید عالم هرگاه
که رخ ماه بگیرد شبگیر
رخ آنماه گرفت اینک و من
بنفیر آمده ام زو بنفیر
کرد دیوانه دلم راز نخست
وانگهی بست بمشگین زنجیر
چنگ را در سر زنجیر زدم
شد کنارم همه پر مشک و عبیر
لب لعلش بمزیدم بخوشی
یافتم زو مزه شکر و شیر
شیر ازان لعل مزیدم که ز سر
باز کودک شدم ار بودم پیر
کودکی نو بحدیث آمده ام
سخنم نی بجز از مدح وزیر
صاحب عادل صدرالوزرا
