ساقی نامه
بیا ساقی ای مقتدای طرب بیا ای تو داماد بنت العنب دل مرده ام را به می زنده کن که از شور مستی بگویم سخن بیا ساقی ای آب و رنگ بهار بیا ای فلاطون حکمت شعار به معجون رز کن دلم را قوی که...

محمدنقیبخان طُغْرُلِ اَحراری (زادهٔ ۱۸۶۵ میلادی روستای زاسون از توابع ناحیهٔ عینی کنونی در شمال تاجیکستان - ۱۹۱۹ میلادی) شاعر تاجیکستانی است. تبار وی به عبیدالله احرار میرسید. علوم رایج روزگارش را در سمرقند و بخارا آموخت. پس از اتمام تحصیلات، به زادگاهش بازگشت. وی در آغاز شاعری نقیب تخلص میکرد، اما بعدها تخلص طغرل را برگزید. در غزل پیرو بیدل دهلوی و در قصیده پیرو انوری و خاقانی بود. وی پس از پیروزی بولشویکها به آنها پیوست، اما پس از شکست عسکران سرخ از دسته مجاهدینی که آن زمان «باسمهچی» خوانده میشدند، مورد سوء ظن قرار گرفت و در سال ۱۹۱۹ میلادی در دادگاه صحرایی از سوی سربازان ارتش سرخ محاکمه و به اعدام محکوم شد. شعر طغرل پیوند شعر نوی تاجیک پس از فروپاشی فئودالیسم با شعر کهن آن سامان است. علاوه بر دیوان اشعار دو کتاب «گیاه مهر» و «کاروان محبت» از وی به جا مانده است.
بیا ساقی ای مقتدای طرب بیا ای تو داماد بنت العنب دل مرده ام را به می زنده کن که از شور مستی بگویم سخن بیا ساقی ای آب و رنگ بهار بیا ای فلاطون حکمت شعار به معجون رز کن دلم را قوی که...
غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا به جز روی گلت دیگر به چشمم خار و خس بادا خیالم در شب زلفت رود ناگه به عیاری به شهرستان حسنت نرگس مستت عسس بادا چو فرزین مهره عشق تو را هر کس ک...
سرنوشت جبهه می دانیم نقش پات را قسمت تقدیر می خوانیم ما غم هات را باعث شور قیامت قامت رعنات را رونق بازار شکر خنده لب هات را نایب عیسی مریم لعل روح افزات را قامتت را نارون سرمشق آز...