شمارهٔ ۲۶ - میدان عشق
ترکی شیرازیعاشقا گر عاشقی چون عاشقان با غم بساز
یا که با عشاق نرد عشق بازی را مباز
یا چو مردان در طریق عشق بازی زن قدم
یا چو زن در خانه ات بنشین و در را کن فراز
عشق را بحری ست در راه بس مواج و ژرف
عشق را راهی ست هول انگیز و بس دور و دراز
یا منه پا بی مهابا در طریق عاشقی
یا حقیقت بین شو و بگریز از عشق مجاز
عشق اگر خواهی تاسی جو به شاه دین حسین
سبط دوم حجت سوم شه ملک حجاز
آن شهنشاهی که باشد زینت عرش الاه
آن شهنشاهی که باشد خلعت دین را طراز
آن شهنشاهی که بر درگاه قدرش روز و شب
چرخ گردون با همه قدر و شرف برده نماز
آستان درگهش را هر امیری پاسبان
پاسبان خرگهش هر خسروی گردن فراز
چاکری از چاکران بارگاه حضرتش
بر شهنشاهان هفت اقلیم دارد امتیاز
بهر طوف مرقدش با قدسیان هر صبح وشام
