شمارهٔ ۱۱ - ضیاء دیدهٔ لیلا
ترکی شیرازیکیست یارب این جوان نو خط سیمین عذار
کز شمیم طره اش گشته خجل مشگ تتار
کیست یارب این جوان پر دل لشکر شکن
کیست یارب این غضنفر فر دلیر نامدار
کیست یارب این پلنگ افکن سوار شیرگیر
کیست یارب این دلیر پر دل ضیغم شکار
کیست یارب این جوان ماه روی مهر چهر
کیست یارب این هلال ابروی گردون اقتدار
کیست یارب این که از قدش بود طوبی خجل
کیست یارب که از خدش بود مه شرمسار
کیست یارب اینکه پشت لشگری را بشکند
یک تنه چون بر سمند با دپا گردد سوار
کیست یارب اینکه از شمشیر تیزش روز جنگ
دامن میدان شود از خون دشمن لاله زار
اله اله این جوان گویا بود ختم رسل
یا که باشد ابن عمش حیدر دلدل سوار
