شمارهٔ ۳۲ - به یکی از آشنایان نگاشته
یغمای جندقینزدیک شام کار بند پیمان و پیوند دوشین شو آخوند را با اشک و آه همراه کن رامش اندوز پیشگاه حاجی علیرضا گرد سخن های خوب و خوش که استواری بخش بنیاد آشتی و آمیز است بر گوی دست سرکار بی بی نسا را با سفارش های زنانه به دستش بسپار زن و شوهر را با یکدیگر در کوی دیرین که شرم مشکوی خسرو و شیرین است جای ده و سپاس بار خدا را که بر این کار نیکو سرانجامت انگیخت بجای رسان و زود برگرد که راه دیر انجام شب نشین در پیش است و پرخاش بدفرجام عین البکا در پس مصرع بدست باش که کاری بجای خویشتن است
