شمارهٔ ۷۶ - به میراز حسن نوشته
یغمای جندقینامه زیبا نگار شیوا گفتار که از در آزمون بر فرهنگ دری نگار شگری رفته بود دوده دید پروردش دیده را سرمه سایی کرد و سامان سینه و جان را چون جام جمشید و آیینه خورشید روشنایی بخشود بی سازش و خوشگویی و نوازش و دلجویی نه چندان درست افتاد و خوش نشست که زبان ساز آفرین و ستایش گیرد یا چون چهر مهر فروزت زیبایی خدادادش نیازمند پیرایه و آرایش اگر روزی یک نامه بر همین راه و روش نگار آری و اندک درنگ و کوشش در جستن فرهنگ و بهم در سرشتن که چندان ناهموار نیفتد بکار بری شش ماه دیگر یکی از نویسندگان صابی رنگ و سخن سنجان صاحب سنگ خواهی شد مصرع بدست باش که کاری به جای خویشتن است
