شمارهٔ ۹۵ - نامه ای است از زبان کسی به دیگری که یغما تحریر نموده
یغمای جندقیقربانت شوم عجب پیمان و پیوندی کردم و عجب ایمان و سوگندی خوردم بر عقل من ماشاالله مصرع گو بسازند نقابی و بسوزند سپندی باز از سرکار شما به قنبرک بازی و چنبرک سازی جبران گناه و چاره روی سیاه توان کرد پیش مخدومی میرزا حبیب الله چه حیلت بازم و کدام وسیلت سازممشتم وا شد و پشتم از بار خجلت دو تا خدا روی دشمن های تازه را سیاه کند که ما را از ملاقات یاران نو کهن بازداشت و به نقض پیمان افسانه هر انجمن ساخت ترا به امام حسین از میرزا عذرخواهی کن و بر گرفتاری و پریشانی من گواهی ده زیاده حاجت جسارت و تمهید مرارت نیست
