شمارهٔ ۳۶۱فرخی یزدیرباعیاتای مرغ اسیر از چه کم حوصله ایاز بستن بال خویش پر در گله ایپرواز کنی به کام خود روز دگرپاداش چنین شبی که در سلسله ای