شمارهٔ ۱۶ - مدح مظفرالدوله قزل ارسلان
اثیر اخسیکتیبه بست شرع سلامت گذار بر سوی نوب
برست بحر شریعت ز موج هر آشوب
گشاد بهره ی وصل دو شاه یوسف چهر
در اشتیاق سبق برده هر دو از یعقوب
سلام کرد یکی را ظفر ز روی خشوع
نماز کرد یکی را فلک بحکم وجوب
نهاده سیرت این پای بر صراط قدیم
دریده فکرت آن پرده بر جمال عیوب
بلند قدر یکی بر سر سپهر افسر
خجسته نام یکی بر جبین مه مکتوب
تف مهابت این همچو روزگار غیور
کف مروت آن همچو آفتاب وهوب
کشیده خنجر این آب را مهار خضوع
شکسته رایت آن باد را جناح هبوب
قضای معدلت این چو در صباح سموم
