شمارهٔ ۲۴ - تسلیت از درگذشت مادر سلطان ارسلان بن طغرل
اثیر اخسیکتیدر گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه مینای فلک خود همه قرص است
و آن هم زپی گرسنه چشمان چوما نیست
پنهای فلک حبر ندارد که به تحقیق
بر مایده او به جز این ترش ابا نیست
هر لحظه جوانی بگشد عالم اگر چند
جز بر سر پیران اثر گرد دعا نیست
آنجا که امل دام نهد باز و مگس هست
لیکن چو اجل تیغ گشد میرو گدا نیست
در راه فنا خلق چو دندانه شانه است
کایینه آن روی چو این سطح قفا نیست
آسایش و سیمرغ دو نام است که معنیش
یا هست در ادراک نمی آید و یا نیست
خاک است میان خانه افلاک و لیکن
