شمارهٔ ۴۴ - مدح اتابک علاءالدین محمد خداوند مراغه
اثیر اخسیکتیهرکه بر منهاج عزمی رای مقصد می کند
عزم درگاه علاءالدین محمد می کند
آنکه در هیجا به مار مقرعه با خصم ملک
کار رمح خطی و تیغ ممهد می کند
نام میمونش که بر چهر قمر منقوش باد
ملک را فرمان پذیر شرع احمد می کند
در نسب قیصرنژاد آمد سکندروار از آن
بر ره یأجوج فتنه خنجرش سد می کند
از مکارم بال های وعده بیرون می پرد
در ممالک رخنه های فتنه منسد می کند
در حریم دست او کلک خط آور سال و ماه
عشقبازی ها که با شمشیر امرد می کند
لطف طبعش در بیان انموذج جان می نهد
حذراتش در ظفر خاصیت حد می کند
نهمت بی مثلی او هر نفس در کوی و هم
