شمارهٔ ۱۰۶ - مدح عمادالدین مردانشاه فرزند فخرالدین عربشاه
اثیر اخسیکتیمطرب سماع برکش و ساقی شراب ده
ایام را بمال و فلک را جواب ده
در راه خاک پا شدن با دست نرم و ننگ
این را در آتش افکن و آن را در آب ده
در جام ابر صورت اگر هست قطره ای
پژمرده گشت عمر مرا فتح باد ده
زاری و یا رب از پی روز دگر بنه
امروز گوش هوش به بانگ رباب ده
رحم آر بر سپیده جام و ز عکس روز
گلگونه ضیا به رخ آفتاب ده
پیشم ز تاب او تتقی بند لعل کار
وز چشم سبز پوش سپهرم نقاب ده
کار خواب سر برآورم و سر فرو برم
رطلی نخست پر کن و در دست خواب ده
ترشی نه رسم شاهد و ساقی است خوش درآی
