شمارهٔ ۱۲
اثیر اخسیکتیمه رخم سرو قامت افتاده ست
راستی را قیامت افتاده ست
جای شکرانه هست کزرخ او
حسن بر مه غرامت افتاده ست
لشکر صبر را ز تیر مژه
صف شکستن علامت افتاده ست
مرغ او نیست مرد عافیتی
که ش نظر بر سلامت افتاده ست
لذت روز وصلش آن کس راست
که شبی با ملامت افتاده ست
