شمارهٔ ۲۷
اثیر اخسیکتییک امروزت سر من چاکرت هست
چه گویی این لطافت در سرت هست
مرا گر داده ای صدبار دانم
کز آن باری هزار دیگرت هست
بدین معنی تو باکس برنیایی
که از من نازنین تر در برت هست
گدایی هم بباید چشم بدرا
چو از شاهان هزاران چاکرت هست
چه می گویم تو و جان اینت سودا
کسی باور ندارد باورت هست
نه زین جان های زهر آلود صد جان
در آن مرجان شکر پیکرت هست
اثیر اینک به دست کافرش ده
اگر دردی دگر در ساغرت هست
