شمارهٔ ۱۷
اثیر اخسیکتیدر رهگذر باد چراغی که توراست
ترسم که بمیرد از فراغی که توراست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی زهی دماغی که توراست
در رهگذر باد چراغی که توراست
ترسم که بمیرد از فراغی که توراست
بوی جگر سوخته عالم بگرفت
گر نشنیدی زهی دماغی که توراست