بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
حمد و شکر و سپاس مر آن پادشاهی را که عالم عود و معاد را بتوسط ملایکه کروبی و روحانی در وجود آورد و عالم کون و فساد را بتوسط آن عالم هست گردانید و بیاراست به امر و نهی انبیاء و اولی
۹ شعر از نظامی عروضی
حمد و شکر و سپاس مر آن پادشاهی را که عالم عود و معاد را بتوسط ملایکه کروبی و روحانی در وجود آورد و عالم کون و فساد را بتوسط آن عالم هست گردانید و بیاراست به امر و نهی انبیاء و اولی
رسمی قدیم است و عهدی بعید تا این رسم معهود و مسلوک است که مؤلف و مصنف در تشبیب سخن و دیباچه کتاب طرفی از ثناء مخدوم و شمتی از دعاء ممدوح اظهار کند اما من بنده مخلص در این کتاب بجای
بنده مخلص و خادم متخصص احمد بن عمر بن علی النظامی العروضی السمرقندی که چهل و پنج سال است تا به خدمت این خاندان موسوم است و به رقم بندگی این دولت مرقوم خواست که به مجلس اعلی پادشاهی
رای عالی اعلاه الله بفرماید دانستن که موجوداتی که هستند از دو بیرون نیست یا موجودی است که وجود او بخود است یا موجودی که وجود او بغیر است آن موجود را که وجود او بخود است واجب الوجود
چون آثار این کواکب در اقطار این عناصر تأثیر کرد و از آن نقطه موهوم منعکس گشت از میان خاک و آب بمعونت باد و آتش این جمادات پدید آمد چون کوهها و کان ها و ابر و برف و باران و رعد و بر
اما چون این عالم کمال یافت و اثر آباء عالم علوی در امهات عالم سفلی تأثیر کرد و نوبت به فرجه هوا و آتش رسید فرزند لطیف تر آمد و ظهور عالم حیوان بود و آن قوت ها که نبات داشت با خود آ
اما حواس باطن بعضی آنند که صور محسوسات را در یابند و بعضی آنند که معانی محسوسات را در یابند اول حس مشترک است و او قوتی است ترتیب کرده در تجویف اول از دماغ که قابل است بذات خویش مر
از ابو رضا بن عبد السلام النیسابوری شنیدم در سنه عشر و خمسمأة بنشابور در مسجد جامع که گفت به جانب طمغاج همی رفتیم و آن کاروان چندین هزار شتر بود روزی گرمگاه همی راندیم بر بالای ریگ
اما چون در دهور طوال و مرور ایام لطف مزاج زیادت شد و نوبت بفرجه ای رسید که میان عناصر و افلاک بود انسان در وجود آمد هرچه در عالم جماد و نبات و حیوان بود با خویشتن آورد و قبول معقول