بخش ۹ - در نبوّت و امامت
نظامی عروضیاما چون در دهور طوال و مرور ایام لطف مزاج زیادت شد و نوبت بفرجه ای رسید که میان عناصر و افلاک بود انسان در وجود آمد
هرچه در عالم جماد و نبات و حیوان بود با خویشتن آورد و قبول معقولات بر آن زیادت کرد و بعقل بر همه حیوانات پادشاه شد و جمله را در تحت تصرف خود آورد از عالم جماد جواهر و زر و سیم زینت خویش کرد و از آهن و روی و مس و سرب و ارزیز اوانی و عوامل خویش ساخت و از عالم نبات خوردنی و پوشیدنی و گستردنی ساخت و از عالم حیوان مرکب و حمال کرد و از هرسه عالم داروها برگزید و خود را بدان معالجت کرد
این همه تفوق او را به چه رسید بدانکه معقولات را بشناخت و بتوسط معقولات خدای را بشناخت و خدای را به چه شناخت بدانکه خود را بشناخت
من عرف نفسه فقد عرف ربه
پس این عالم به سه قسم آمد
یک قسم آن است که نزدیک است به عالم حیوان چون بیابانیان و کوهیان که خود همت ایشان بیش از آن نرسد که تدبیر معاش کنند به جذب منفعت و دفع مضرت
باز یک قسم اهل بلاد و مداین اند که ایشان را تمدن و تعاون و استنباط حرف و صناعات بود و علوم ایشان مقصور بود بر نظام این شرکتی که هست میان ایشان تا انواع باقی ماند
