بخش ۱ - المقاله الثانیه فی نعت رسول الله صلی الله علیه و سلم
ثنایی نیست با ارباب بینش سزای صدر و بدر آفرینش چو می لرزد ز هیبت این دعاگوی زفانش چون تواند شد ثناگوی چو نعمت ذات او بالای گفتست زفان از کار شد چه جای گفتست چه گویم من ثنای او خدا
۲ شعر از عطار نیشابوری
ثنایی نیست با ارباب بینش سزای صدر و بدر آفرینش چو می لرزد ز هیبت این دعاگوی زفانش چون تواند شد ثناگوی چو نعمت ذات او بالای گفتست زفان از کار شد چه جای گفتست چه گویم من ثنای او خدا
درآمد یک شبی جبریل از دور براقی برق رو آورد از نور که ای مهتر ازین زندان گذر کن بدارالملک روحانی سفر کن که بسیار انبیاء و مرسلین اند بهر جانب جهانی حور عین اند همه بر ره نشسته چشم